هر نبی ای وصی ای دارد و علی ابن ابیطالب وصی من است!
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
پیامبر پیش از وفاتشان بارها اعلام کرده بودند که علی ابن ابی طالب وصی ایشان هستند ، همانگونه که هر پیامبری وصی ای دارد ایشان هم وصی ای دارند که همانا حضرت علی ابن طالب می باشند.
حدیث یوم الدار:
«فايّكم يؤازرني علي هذا الامر علي ان يكون اخي و وصيي و خليفتي فيكم؟ قال: فاحجم القوم عنها، جميعاً، و قلت: أنا يا نبي اللَّه أكون و زيرك عليه، فاخذ بر قبتي و قال: هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم، فاسمعوا له و اطيعوا.»
[معالم التنزيل: بغوي، ج 4، ص 279-278؛ وایضاً تاريخ الطبري: إبن جرير طبري ، ج 2، ص 63 ؛ وایضاً تاريخ مدينة دمشق: ج 42، ص 49؛ وایضاً اثبات الوصية: مسعودي، ص 127.]
«كداميك از شما مرا در اين كار پشتيباني مي كند به اين شرط كه او برادر و وصي و خليفه من ميان شما باشد؟ آنان همگي از جواب خودداري كردند، من كه از همه كوچك تر بودم گفتم: اي پيامبر خدا من در اين كار، ياور تو هستم. رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) پشت گردن مرا گرفت و فرمود: اين برادر من و وصي و خليفه من ميان شماست. سخن او را بشنويد و از او اطاعت كنيد.
***
سلمان الفارسي:
روی الطبراني بإسناده عن سلمان، قال: قلتُ یا رسول الله: إنَ لکلُ نبي وصیّاً فمن وصیُّک؟ «-إلی أن قال:- فإنَ وصیّي وموضع سرّي وخیر من أترك بعدي وینجز عدتي وینقضي دِیني، عليّ بن أبي طالب».
[المعجم الکبیر: ج ٦ ص 221، الناشر: دار إحیاء التراث العربي؛ و ایضاً: فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل: ج 2 ص 61٥ حدیث 10٥2؛ و ایضاً: مجمع الزوائد الهیثمي: ج 9 ص 113- 11٤ ، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت؛ و ایضاً فتح الباري: ج 8 ص 11٤، الناشر: دارالمعرفة – بیروت.]
طبرانی روایت می کنند با اسنادش از سلمان که از پیامبر پرسید: هر پیامبری وصی ای داشته، وصی شما کیست؟ پیامبر فرمود: «پس همانا وصی من و هم سِر من و بهترین کسی که بعد از من می گذارم و ادا کننده وعده ام و ادا کننده دِینم ، علی بن ابیطالب است».
***
انس بن مالك:
وروی أحمد بن حنبل عن أَنس بن مالك، عن رسول الله(ص)، قال: ......«وصیّي، ووارثي، یقضي دِیني، وینجز موعدي، علیّ بن أبي طالب».
[فضائل الصحابة: ج2 ص ٦1٥ حدیث 10٥2، الناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت.]
پیامبر(ص) فرمود: .....«وصی من ، و وارث من، و ادا کننده دِینم، و ادا کننده وعده ام، علی بن ابیطالب است».
***
أبو أیّوب الأنصاري:
روی الطبراني بإسناده عن أبي أیّوب الأنصاري، أنَ رسول الله (ص) قال لفاطمة: «أما علمت أن الله عزوجل اطّلع علی أهل الأرض ، فاختار منهم أباک فبعثه نبیاً ثمّ اطّلع الثانیة ، فاختار بعلك ، فأوحی إليّ ، فأنکحته واتخذته وصیّاً».
[المعجم الکبیر: ج ٤ ص 171؛ و ایضاً مجمع الزوائد الهیثمي: ج 8 ص 2٥3.]
روایت کرده است طبرانی از ابو ایوب انصاری: همانا رسول الله (ص) به فاطمه (س) فرمود: «آیا نمی دانیکه خداوند به اهل زمین نظری انداخت و پدرت را نبی مبعوث و اختیار کرد و سپس نظر دیگری انداخت و همسر تو را اختیار کرد و به من وحی کرد و تو را به عقد او درآوردم و او را وصی خودم قرار دادم!!!؟»
***
أم سلمة:
في روایة طویلة قالت قال رسول الله (ص): «ان الله اختار من کل أمة نبیاً ، واختار نبي وصیاً ، فأنا نبي هذا الأمة ، وعلي وصیي في عترتي وأهل بیتي وامتي من بعدي».
[مناقب ابن مردویه: ص 10٦، نشر دار الحدیث؛ وایضاً: المناقب للخوارزمي: ص 1٤7.]
در روایت بلندی می گوید که رسول الله (ص) فرمود: «همانا خداوند از هر امتی پیامبری اختیار کرده است و برای هر نبی ای وصی ای اختیار کرده ، پس همانا من نبی این امت هستم ، و علی وصی من در عترتم و اهل بیتم و امتم بعد از من است».
***
بریدة بن الحصیب بن عبدالله:
روی إبن عساکر عن بریدة، عن النبيّ (ص): «لکلّ نبيّ وصيّ ووارث ، وإنَ علیاً وصیّي ووارثي».
[تاریخ مدینة دمشق: ج ٤2 ص 392 ، الناشر: دارالفکر – بیروت؛ وایضاً المناقب للخوارزمي: ٤2، و8٥ ط . مؤسسة النشر الإسلامي بتحقیق المحمودي ؛ وایضاً مناقب ابن المغازلي: ص 1٦7 ، نشر انتشارات سبط النبي (ص) ؛ وایضاً ذخائر العقبی لأحمد بن عبدالله الطبري: ص 71 ، نشر مکتبة القدسي – القاهرة.]
هذا الحدیث صحیح ولکن قال الذهبي بعد نقل الحدیث: «و هذا کذب [بسبب:] ولا یحتمله شریك!!!». (میزان الإعتدال: ج 2 ، ص 273.)
مضافاً إلی أن الذهبي قد روی عن إبن معین بأن شریك صدوق ، ثقة ؛ و عن إبن أبي حاتم بأنَ شریك صدوق. (میزان الإعتدال ذهبي: ج 2 ص 270)
على سبيل المثال في الحديث:
فلما بلغ إلی قوله (ص): «عدوك یا علی عدوي، وعدوي عدوّ الله». یقول: یشهد القلب أنَه باطل!!!! (میزان الإعتدال: ج 1 ص 82.)
*
روایت کرده است ابن عساکر از بریده ، از پیامبر(ص): «برای هر نبی ای وصی و وارثی هست ؛ و همانا علی وصی و وارث من است».
ذهبی بعد از اینکه نمی تواند بر سند حدیث ایرادی وارد کند می گوید: «و این دروغ است و آقای شریک [راوی حدیث] نمی تواند این را تحمل کند و گفته باشد!!»
ذهبی از ابن معین نقل می کند که آقای شریک صدوق و ثقه است و همچنین از ابن ابی حاتم نقل می کند که شریک صدوق است.
البته ذهبی همیشه در مواردی که دلیلی برای تضعیف آن دسته از احادیثی که مطابق میلش نیست ولی سند صحیحی دارند نمی یابد ، شروع می کند به تراشیدن دلایلی غیر منطقی و دست و پا زدن غیر علمی!!
مانند حدیث: «دشمن تو علی ، دشمن من است ، و دشمن من ، دشمن خداست».
ذهبی می گوید: قلب من شهادت می دهد که باطل است!!!!!