تعیین خلیفه و امام از سوی خداوند نه مردم!!
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قبل از مطالعه خطبه غدیر از شما خوانندگان گرامی خواهش دارم که مطالب این وبلاگ را به طور کامل از ابتدا تا انتها بخوانید و منصفانه قضاوت کنید که آیا واقعه غدیر خم تنها بیان دوستی حضرت علی بوده یا تعیین ولی و خلیفه و جانشین رسول الله (صل الله علیه و آله وسلم)!؟
اینکه تعیین خلیفه و امام از سوی خداوند است و نه از سوی مردم یک امر بدیهی و روشن قرآنی و سنت الهی است:
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةًقَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ﴿30﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿31﴾ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿32﴾قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿33﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿34 بقره﴾
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين خلیفه ای خواهم گماشت»گفتند: «آيا در آن كسى را مىگمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو[تو را]تنزيه مىكنيم و به تقديست مىپردازيم» فرمود: «من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد» (30) و همه [معانى]نامها را به آدم آموخت سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «اگر راست مىگوييد از اسامى اينها به من خبر دهيد» (31) گفتند: «منزهى تو ما را جز آنچه به ما آموختهاى هيچ دانشى نيست تويى داناى حكيم» (32) فرمود: «اى آدم ايشان را از اسامى آنان خبر ده» و چون [آدم] ايشان را از اسماءشان خبر داد فرمود: «آيا به شما نگفتم كه من نهفته آسمانها و زمين را مىدانم و آنچه را آشكار مىكنيد و آنچه را پنهان مىداشتيد مىدانم» (33) و چون فرشتگان را فرموديم: «براى آدم سجده كنيد» پس بجز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد ، به سجده درافتادند(34 بقره)
فرشتگان در اینجا برای حضرت آدم (علیه السلام) در مقام خلیفة اللهی سجده کردند!!
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًاقَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِيالظَّالِمِينَ ﴿124 بقره﴾
و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد، فرمود: «منتو را امام و پيشواىمردمقرار دادم» پرسيد: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پيمان من به بيدادگران نمىرسد!» (124 بقره)
در اینجا نیز امامت و هدایت مردم عهدی الهی است که به ظالمان نخواهد رسید و امام پیشوای مردم از جانب خداوند تعیین می گردد!!
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ﴿26 ص﴾
اى داوود ما تو را در زمين خليفه گردانيديم پس ميان مردم به حق داورى كن و زنهار از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مىروند به [سزاى] آنكه روز حساب را فراموش كردهاند عذابى سخت خواهند داشت (26 ص)
و همچنین در اینجا:
أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿246﴾ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿بقرة 247﴾
آيا از سران بنى اسرائيل پس از موسى خبر نيافتى آنگاه كه به پيامبرى از خود گفتند: «پادشاهى براى ما قرار بده تا در راه خدا پيكار كنيم» [آن پيامبر] گفت: «اگر جنگيدن بر شما مقرر گردد چه بسا پيكار نكنيد» گفتند: «چرا در راه خدا نجنگيم با آنكه ما از ديارمان و از [نزد] فرزندانمان بيرون رانده شدهايم!؟» پس هنگامى كه جنگ بر آنان مقرر شد جز شمارى اندك از آنان [همگى] پشت كردند و خداوند به [حال]ستمكاران داناست (246) و پيامبرشان به آنان گفت: «در حقيقت خداوند طالوت را به پادشاهى بر شما قرار داده است» گفتند: «چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتريم و به او از حيث مال گشايشى داده نشده است!؟» پيامبرشان گفت: «در حقيقت خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نيروى] بدنى بر شما برترى بخشيده است و خداوند پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مىدهد و خدا گشايشگر داناست» (247)
و در اینجا نیز خداوند نقباء بنی اسرائیل را که دوازده نفرند خود تعیین و انتخاب می نماید:
وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ .... ﴿مائده 12﴾
در حقيقت خدا از فرزندان اسرائيل پيمان گرفت و از آنان دوازده سرکرده و رئیس برانگيختيم و خدا فرمود من با شما هستم اگر نماز برپا داريد و زكات بدهيد و به فرستادگانم ايمان بياوريد و ياريشان كنيد و .... (12)
قال رسول الله(ص): «ان عدة الخلفاء بعدى عدة نقباء موسى» پیامبر خدا فرمود: «شمار جانشينان من به تعداد نقباى موسى است»
[مسند احمد بن حنبل، ج 1 / 183 / 645]
*
جَابِر بْنَ سَمُرَةَ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِی(ص)، یقُولُ: یکونُ اِثْنی عَشَرَ اَمیراً فَقالَ کلِمَهً لَمْ اَسْمَعْها، فَقالَ اَبی اِنَّهُ قالَ کلُّهُم مِنْ قُرَیشٍ
جابر بن سمره میگوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «دوازده امیر خواهد بود. آن گاه سخنی گفت که من آن را نشنیدم. پدرم گفت: پیامبرفرمود: همه آنان از قریشند»
[بخاری، صحیح البخاري، ج۸، ص۱۲۷، کتب الأحکام، باب الإستخلاف، ح ۷۲۲۳]
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ، حَدَّثَنَا عَاصِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ، سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ، قَالَ ابْنُ عُمَرَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: " لاَ يَزَالُ الأَمْرُ فِي قُرَيْشٍ مَا بَقِيَ مِنْهُمُ اثْنَانِ "
از رسول خدا روایت شده که فرموده است: امر (خلافت) از قریش زائل نمیشود گرچه از ایشان دو نفر مانده باشد
[صحیح البخاري » كتاب الأحكام » باب الأُمَرَاءُ مِنْ قُرَيْشٍ]
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ : " إِنَّ هَذَا الأَمْرَ فِي قُرَيْشٍ، لاَ يُعَادِيهِمْ أَحَدٌ إِلاَّ كَبَّهُ اللَّهُ عَلَى وَجْهِهِ مَا أَقَامُوا الدِّينَ "
شنیدم از رسول خدا که فرمود: این امر در قریش است و کسی با آنان ستیز نمیکند مگر اینکه خداوند او را با صورت در آتش میاندازد تا زمانی که قائم به دین باشند و دین را به پا دارند!
[صحیح البخاري » كتاب الأحكام » باب الأُمَرَاءُ مِنْ قُرَيْشٍ]
*
عن جابر بن سمرة ، قال : سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم جمعة عشية رجم الأسلمي يقول : لا يزال الدين قائما حتى تقوم الساعة ، أو يكون عليكم اثنا عشر خليفة ، كلهم من قريش . . .
سعد بن ابي وقّاص ميگويد: به جابر بن سمره نوشتم که خبر ده مرا به چيزي که از رسول خدا شنيدهاي. برايم نوشت: در روز جمعه، شبي که اسلمي رجم شد، از رسول خدا شنيدم که فرمود: «هميشه دين قائم است تا قيام قيامت تا اينکه دوازده خليفه بر شما خواهد بود که همه آنان از قريشند».
[صحيح مسلم كتاب الإمارة ، باب الناس تبع لقريش ، والخلافة في قريش 1453 * وایضاً: مسند أحمد بن حنبل 5 / 86 ، 88 ، 89 * وایضاً: سلسلة الأحاديث الصحيحة 2 / 690]
*
لا يزال هذا الأمر عزيزا إلى اثني عشر خليفة قال ثم تكلم بشيء لم أفهمه فقلت لأبي ما قال فقال كلهم من قريش
اين امر(دين اسلام) به سر نيايد تا دوازده خليفه را پشت سر گذارد....که همگی از قریش هستند.»
[صحيح مسلم، ج6، كتاب الإمارة » باب الناس تبع لقريش والخلافة في قريش» ص3]
وَحَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يُونُسَ، حَدَّثَنَا عَاصِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم " لاَ يَزَالُ هَذَا الأَمْرُ فِي قُرَيْشٍ مَا بَقِيَ مِنَ النَّاسِ اثْنَانِ " .
از رسول خدا روایت شده که فرموده است: این امر (خلافت) از قریش زائل نمیشود گرچه از مردم دو نفر مانده باشد
[صحيح مسلم، ج6، كتاب الإمارة » باب الناس تبع لقريش والخلافة في قريش]
یک نکته بسیبار مهم:
از کنار هم قرار دادن این دو روایت آخر ، مسأله مهمی مشخص می شود و آن اینکه تا قیام قیامت تنها دوازده نفر از قریش صاحب امر بر مردم دنیا می باشند! یعنی حداقل می بایست یکی از آنها تا قیامت زنده بماند!! حتی اگر در روی زمین دو نفر بیشتر نمانده باشد!! این صاحب امر قریشی چه کسی است!؟ این اثبات زنده بودن خلیفه دوازدهم پیامبر است ، از زبان رسول الله!!
درثانی به غیر از سادات بنی فاطمه چه کسانی از قریشان باقی مانده اند!!؟
**
و همچنین در اینجا:
اجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي ﴿29﴾ هَارُونَ أَخِي ﴿30﴾ اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ﴿31﴾ وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ﴿32﴾ كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا ﴿33﴾ وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا ﴿34﴾ إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرًا ﴿35﴾ قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى ﴿طه 36﴾
و براى من وزیری از كسانم قرار ده (29) هارون برادرم را (30) پشتم را به او استوار كن (31) و او را شريك كارم گردان (32) تا که [باعث شود] تو را فراوان تسبيح گوييم (33) و بسيار به ياد تو باشيم (34) زيرا تو همواره به ما بينايى (35) فرمود: «اى موسى خواستهات به تو داده شد!» (طه 36)
نکته مهم در اینجا این است که حضرت موسی (علیه السلام) خودش وزیر و دستیارش در امر رسالت را تعیین نمی کند و نمی گوید خدایا من این شخص را تعیین کردم ، بلکه از خداوند می خواهد که برایش وزیری تعیین کند!!
نکتهظریفی هم در اینجا وجود دارد و آن اینکه پیامبر بارها از جمله در قضیه جنگ تبوک و در قضیه سَد ابواب و همچنین روز مؤاخات[برقراری برادری میان مسلمانان پس از نزول آیه 10 سوره حجرات] که پیامبر حضرت علی را برای خودش نگاه داشت و با او پیوند برادری بست فرمودند:
أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ إِلَى تَبُوكَ وَاسْتَخْلَفَ عَلِيًّا فَقَالَ أَتُخَلِّفُنِي فِي الصِّبْيَانِ وَالنِّسَاءِ قَالَ :أَلَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَىإِلَّا أَنَّهُ لَيْسَ نَبِيٌّ بَعْدِي.
رسول خدا به غزوه تبوک رفت و علی را جانشین خود قرار داد . علی گفت: آیا مرا بین بچه ها و زنها به جای خود میگذاری؟ فرمود: آیا راضی نمیشوی که منزلت تو نسبت به من، منزلت هارون به موسی باشد بجز اینکه پیغمبری بعد از من نیست.
[صحیح البخاری ، باب: مناقب علی بن ابی طالب و ایضاً باب :غزوه تبوک ج 5 ص 129 // صحیح مسلم ج 7 ص 120 . 121 // الجامع الصحیح سنن الترمذی ج 5 ص 302 // سنن ابن ماجه ج 1 ص 45 // خصائص نسائی ص 48 و 121 // المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 108 // مسند احمد ج1 ص170 و 173 وج 3 ص 338 و ج 6 ص 396// کفایه الطالب ص283 // الاستیعاب قسم الثالث ص 1097و 1098 // اسنی المطالب ص 53 // شرح السنه بغوی ج 14 ص 113 // شواهد التنزیل حاکم حسکانی ج 1 ص 195]
و همچنین به طور کامل تر با بیان اینکه حضرت علی خلیفه پیامبر است در کتاب السنة لابن أبي عاصم:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، حَدَّثَ نَا يَحْيَى بْنُ حَمَّادٍ، حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ، عَنْ يَحْيَى بْنِ سُلَيْمٍ أَبِي بَلْجٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مَيْمُونٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):...
وَخَرَجَ النَّاسُ فِي غَزْوَةِ تَبُوكَ، فَقَالَ عَلِيٌّ: أَخْرُجُ مَعَكَ، قَالَ: «لا»، قَالَ: فَبَكَى، قَالَ: «أَفَلا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى، إِلا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ، وَأَنْتَ خَلِيفَتِيفِي كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي؟».
ابن عباس از رسول خدا (ص) نقل مىكند كه مردم به جنگ تبوك رفتند، على (ع) به رسول خدا (ص) عرض كرد، من هم با شما خارج شوم؟ فرمود: خير. ابن عباس گفت: پس على (ع) گريه كرد. رسول خدا فرمود: «آيا راضى نمىشوى كه منزلت تو براى من همانند منزلت هارون براى موسى باشد، جز اين كه تو پيامبر نيستى، و اينكه توبعد از من، در ميان همه مؤمنان، جانشين من هستي؟».
[السنة لابن أبي عاصم، ج 2= بَابٌ فِي ذِكْرِ خِلافَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ، ص 565 ؛حافظ كبير , إمام بارع , أبو بكر أحمد بن عمرو بن أبي عاصم؛ تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني، ناشر: المکتب الإسلامي الریاض]
برای بررسی سندی رجوع کنید به آدرس زیر:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=14890#10
در این روایت تصریح شده است که هر مقامی که حضرت هارون نسبت به حضرت موسی داشت، حضرت علی هم همان مقام را نسبت به پیامبر اکرم دارد به استثنای مقام نبوت زیرا که پیامبر اسلام آخرین پیامبر بودند!
در قرآن منزلت حضرت هارون نسبت به حضرت موسی چگونه بود؟
1)افضل و اشرف بنی اسرائیل بعد از حضرت موسی
2)وزریر حضرت موسی
3)برادر حضرت موسی
4)پشت گرم و یاور حضرت موسی در شریعت و ابلاغ دین
5)شریک در امر دین
6)و نکته جالب اینکه حضرت موسی می گوید اگر هارون وزیرم شود باعث می گردد که عبادت و تسبیح و ذکر و یاد خداوند افزایش یابد یعنی دستیاری حضرت هارون سبب افزایش ایمان ، یاد خدا و عبادت خداوند در دین یهود می شده است! فراموش نکنیم که خداوند می فرماید یکی از نشانه های ایمان تسبیح و یاد فراوان خداست:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ﴿41﴾ وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿42﴾
اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار (41)و صبح و شام او را به پاکی تسبیح کنید(42 احزاب)